‏نمایش پست‌ها با برچسب سلامت و امنيت. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب سلامت و امنيت. نمایش همه پست‌ها

۱۳۹۱ تیر ۳۱, شنبه

سه گانه تاريک: نقدی بر اربابان (بخش دوم)

 در ادامه توضيحاتی که در پست پيشين راجع به سه گانه تاريک بيان کردم لازم است که مجدد تأکيد کنم اين ويژگی ها در افرادی که دارای روحيه داميننتی (سلطه گری) هستند کم و بيش وجود دارد و صرف وجود اين نشانه ها بيانگر مشکل نمی باشد. مشکل زمانی وجود دارد که اين خصوصيات در فردی خيلی زياد برجسته باشند. يعنی شاخصه اصلی شخصيت فرد را اين سه خصوصيت تشکيل بدهند، چنين افرادی دقيقاً آن کسانی هستند که حضورشان در bdsm آسيب زا و خطرناک است، در اجتماعات خصوصی و حرفهای bdsm کشورهای غربی اين افراد سريعاً شناسايی و طرد می شوند، مهم ترين شعار bdsm را به ياد بياوريد، "سلامت، امنيت و رضايت دو طرفه" کسانی که مد نظر ما هستند اين شعار را کاملاً ناديده ميگيرند و سلامت، امنيت و رضايت طرف مقابل هيچ اهميتی برايشان ندارد.
 حد و حدود تعيين نمی کنند، اگر قراردادی وضع شده باشد به آن پايبند نيستند، در لحظه هر چه به فکرشان برسد بدون توجه به وضعيت فرد مقابل انجام می دهند و...
گاهی اين افراد با کسانی که فتيش های سياه و خيلی خشونت آميز دارند اشتباه گرفته می شوند، اما نکته اينجاست که اين افراد چون هيچ نوع اهميتی به لذت طرف مقابل نمی دهند اصلاً برايشان مهم نيست که آيا برده زير دستشان هم می خواهد وارد بازی آن فتيش خطرناک بشود يا خير.
يک نکته مهم ديگر اين است که آسيبی که چنين افرادی وارد می کنند فقط آسيب های جسمانی نيست، بلکه آسيب های روانی که به برده می زنند خيلی شديدتر است، يکی از ويژگی های اصلی هر ارباب واقعی توجه به به-زيستی و رشد روانی برده است، هر نوع تحقير و فشار روانی که يک ارباب واقعی به برده وارد می کند باید به دقت تنظيم شده و در جهت رشد برده باشد نه اينکه در نهايت يک فرد شديداً ناتوان ، خرد شده و درمانده به جا بگذارد. افراد مد نظر ما معمولاً هيچ توجهی به احساسات، هيجانات و عواطف برده ندارند و قادر به تشخيص احساسات برده در هر لحظه نيستند، دقت کنيد که يک ارباب واقعی می بايست در هر لحظه نسبت به هيجانات، عواطف و احساسات برده اش هشيار باشد و به آنها پاسخ مناسب بدهد، البته ممکن است اين پاسخ مناسب بسته به شرايط، شخصيت و اخلاق فرد بسيار متنوع باشد، اما مهم اين است که به آن چه که در درون برده در حال رخ دادن است بی توجه نباشد. و خلاصه کلام اينکه، مراقب باشيد در دام اين افراد گرفتار نشويد چون عواقب آزار دهنده آن بسيار بيشتر از دورنمای لذت بخش آن است.



۱۳۹۱ تیر ۱۳, سه‌شنبه

سه گانه تاريک: نقدی بر اربابان (بخش اول)

روانشناسان سه ويژگی شخصيتی که در هر فرد باشد موجب می شود او در روابط بين فردی اش به ديگران آسيب بزند و بقيه را اذيت کند را، سه گانه تاريک می نامند.
اين سه ويژگی عبارتند از: خودشيفتگی، ماکياوليانيزم و سايکوپاتی

خودشيفتگی:
اصطلاح خودشيفتگی معانی و کاربردهای متعددی دارد، خودشيفتگی به تنهايی می تواند يک بيماری کامل باشد ( اختلال شخصيت خودشيفته) يا فقط به شکل يک ويژگی شخصيتی بررسی شود. معانی ديگرش مربوط به بحث ما نيست، در اين مقاله منظور من از خودشيفتگی يک ويژگی شخصيتی است که می تواند در هر فردی کم يا زياد وجود داشته باشد و به معنی "خودخواهی، غرور، خود بزرگ بينی و خود رأيی" است. می شود گفت اين ويژگی در همه انسان ها به گونه اي وجود دارد اما درجه آن کم و زياد دارد، حتماً متوجه شده ايد که مستر ها و همچنين صاحبان پروفايل های اينترنتی با عنوان مستر! به نسبت سايرين درجات بالاتری از خودشيفتگی را دارند.

ماکياوليانيزم:
ساده ترین توضیح برای اين اصطلاح که از نام يک نويسنده و سياستمدار معروف به نام ماکياولی گرفته شده، اين است که معتقد باشيم رسيدن به هدف وسيله را  توجيه  می کند. البته اين اصطلاح هم کاربرد های متعددی دارد و به خصوص در سياست استفاده می شود اما اینجا منظور ما از ماکياوليانيزم يک ويژگی شخصيتی است، کسانی ماکياوليانيست هستند که برای رسيدن به اهداف خود و صرفاً برای تأمين منافع شخصی خودشان از هيچ کار غير اخلاقی در حق ديگران نمي گذرند! اين افراد فقط در فکر استثمار و سوء استفاده از ديگران هستند تا به آن چيزهايی که می خواهند برسند، هر دروغ و فريبکاری که لازم باشد انجام می دهند و هيچ توجهی به اصول اخلاقی ندارند. متأسفانه اين ويژگی هم در بين مسترها و صاحبان پروفايل مستری زياد ديده می شود، کسانی که خودشان را در پشت شخصيت های خيالی که می سازند پنهان کرده، در مورد شخصيت واقعيشان غلو می کنند و به قول معروف خالی می بندند، ادعای مهارت زياد می کنند، موقع رابطه از هر وسيله اي استفاده می کنند تا بيشترين لذت را ببرند و به لذت و رضايت طرف مقابل هيچ توجهی نمی کنند و...

سايکوپاتی:

اين اصطلاح هم مثل خودشيفتگی مي تواند به تنهايی بيانگر يک بيماری کامل شخصيت ( که نوع خفيف تر آن را به نام اختلال شخصيت ضد اجتماعی می شناسيم ) و يا به معنی يک صفت شخصيتی باشد ؛ که ما اينجا منظورمان همان صفت شخصيتی است. فردی که ويژگی سايکوپاتی بالايی دارد مدام به دنبال هيجانات عجيب و غريب می گردد، بسيار خودخواه است، احساسات و عواطف سطحی دارد و نمی تواند عواطف عميق داشته باشد، نمی تواند به طور واقعی و عاشقانه کسی را دوست بدارد، سعی می کند تا خودش را جذاب نشان دهد، جذابيت هايی که ساختگی هستند و چهره واقعی او نيستند. سايکوپات ها به معنی واقعی افراد ظالمی هستند، رحم و شفقت انسانی که هر فردی به طور طبيعی دارد را ندارند، از آسيب هايی که به ديگران وارد می کنند احساس گناه نمی کنند، مسئوليت اعمال خويش را نمي پذيرند، برنامه ها و اهداف خيلی بلند مدت متعالی که عملاً در زندگی در حال دنبال کردن آنها باشند ندارند و کوته نظر هستند. تکانشی هستند(عکس العمل های فوری و بدون فکر نشان می دهند و در لحظه هر چه دلشان خواست انجام مي دهند بدون اينکه به عواقب آن فکر کنند) معمولاً سبک زندگی خيلی مفيد و مولدی ندارند و در يک حرفه يا رشته تحصيلی خيلی موفق نيستند و به مدارج بالا نمي رسند. به اين مشکلات خودشان بينش ندارند و خودشان را سالم و حق به جانب می دانند. اعتماد به نفس کاذب بالايی دارند، برای به دست آوردن قدرت هر رفتار خصمانه و ظالمانه اي که لازم باشد را انجام می دهند. خيلی دروغ می گويند و ادعاهای عجيب و غريبی دارند، خجالت نمي کشند، از گذشته عبرت نمي گيرند. احساس می کنند خيلی باهوش هستند در حالی که عملکرد واقعيشان خلاف اين را نشان می دهد. به طور کلی سايکوپات ها افراد خطرناکی هستند که به هر کس که نزديک بشوند به او آسيب ميزنند، اين آسيب می تواند روحی ، جسمی يا هر دو باشد.البته توجه کنيد که در يک فرد ممکن است همه اين خصايص با هم وجود نداشته  و کم و زياد باشد.

 (ادامه در پست بعد)







۱۳۹۱ تیر ۱۰, شنبه

چقدر به مشکلات روانی خودمان بينش داريم؟

به اين فکر می کردم که در هر صورت ساديست يا مازوخيست بودن يا به عبارت ديگه درگير شدن در روابط BDSM طبيعی نيست، يعنی کسی که علاقمند به اين کارها است مطمئناً يک مشکلی داره که اين رفتارهای خاص براش توليد لذت مي کنه، اما مسأله مهم اينه که اين رفتارها مي تونند سالم به حساب بياند و حتی يک جورهايی خيلی مثبت و کمک کننده و در عين حال ناسالم و مرضی، اما واقعاً معيار چيه؟


داستان اينه که حتماً يک مشکل ريشه اي اين وسط وجود داره و خصوصاً در سادومازوخيسم اين مشکل معمولاً يک الگوی رابطه اي ناسالم بين فرد و پدر و مادرش در کودکی هست که مي تونه تا زمان حال هم ادامه پيدا کرده باشه. اون مشکل ريشه اي که باعث مي شه فرد از حالت سلامت محض (فرضاً) منحرف بشه، مي تونه آدم رو به خيلی سمت و سو های ناسالم بکشونه، مي تونه آدم را به سمت سادومازوخيسم بياره يا مي تونه به سمت انواع بيماری های روانی ببره


 مثلاً فرض کنيد شما پدر يا مادری داريد با اين مجموعه خصوصيات: کمال گرا، سلطه گر، انعطاف ناپذير، خسيس، خيلی حساس به نظم و جزئيات امور که خيلی هم سخت به ديگران اعتماد ميکنه.

مسلماً داشتن چنين پدر يا مادری باعث ايجاد يک سيستم معيوب خانوادگی مي شه و روابط اين فرد با همسر و فرزندانش هم روابط سالم و طبيعی نخواهد بود، فرض کنيم اين پدر يا مادر 4 فرزند داره، اتفاقی که ممکنه بيفته اينه که مثلاً يکی از فرزندان خيلی سالم و طبيعی باشه، يکی ديگه از فرزندان يک آدم وسواسی شديد بشه، يکی ديگه يک آدم عصبی يا افسرده بشه و يکی ديگه از فرزندان مازوخيست بشه!!!

(دقت کنيد اين مثاله، ممکنه همه فرزندان اين پدر يا مادر هم سالم از آب در بيان و يا به مشکلات ديگه اي غير از اينها که گفتم دچار بشند)

يا يک الگوی ديگه برعکس اينه، فرض کنيد کودک قدرت طلبه، رقابت بر سر قدرت از کودکی بين پدر و مادر و کودک در خانه هست، بيرون از خانه هم همين طور و کودک احتمالاً در اين رقابت ها ناکام مي شه، اين ميل به قدرت در اون نمي ميره، به درون مي خزه و بالاخره از يک جايی سر بيرون ميآره.


خب حالا منظور من اينه که اون بچه اي که مازوخيست يا ساديست شده، اگر با دنيای BDSM آشنا بشه و بتونه يک رابطه خوب و کنترل شده با يک نفر برقرار کنه، احتمالاً مشکلاتش تا حد زيادی کنترل مي شه و در دراز مدت ممکنه حتی احساسات مازوخيستيش از بين بره و سالم بشه و يا تغيير شکل بده و از حالت يک نياز بيمارگون به يک تفريح آشنا و لذت بخش تبديل بشه که کاملاً تحت کنترله.

چرا؟ چون اون مشکل اساسی که باعث شد اين فرد مازوخيست يا ساديست بشه نياز به تغذيه داره، و وقتی اون چيز درست تغذيه بشه رشد مي کنه و متحول مي شه، نکته مهمش اينه که ديگه نمياد ساير منابع روانی فرد را ببلعه، يعنی فرد را در ساير شئونات زندگی لنگ کنه چون منبع غذايی خودشو داره. البته اين يک شرط مهم داره و اون اينه که منبع مشکل به مرور زمان حل و فصل بشه، مثلاً رابطه فرد با پدر يا مادر مشکل دار به نوعی اصلاح بشه، اگه اين منبع اصلاح نشه سادومازوخسيم مثل يک سوپاپ اطمينان عمل مي کنه که مانع جوش اومدن ديگ نمي شه باعث خنک شدن ديگ هم نمي شه، فشار زياد را تخليه مي کنه اما اون ديگ همچنان در حال جوشيدنه.

گاهی مي تونه بدتر هم باشه، وقتی منبع مشکل زيادی قوی باشه، سادومازوخسيم نمي تونه به اندازه کافی قدرت تخليه روانی داشته باشه چون اين فعاليت ها در ذات خودش فيدبک منفی هم داره به دلايل مختلف، و تعادل بين فيدبک منفی و فيدبک مثبت سادومازوخسيم در بهترين شرايط يک خروجی مثبت باريک، در حد همون سوپاپ اطمينان مي تونه باشه. لذا در دراز مدت فرد سعی مي کنه يا فشار بيشتری به سادومازوخسيم وارد کنه، يعنی درگير روابط آسيب زای اين قضيه مي شه و به خودش و ديگران بدون کنترل آسيب مي زنه و اين مي شه يک سير قهقرايی و يا سادومازوخيسم برای اون فرد کارکرد مفيدش را از دست ميده و فشار روانی که بر اون فرد وارده از جاهای ديگه زندگيش مي زنه بيرون، و در این شرایط بی دی اس ام فقط يک مهمون ناخوانده و مشکل اضافه خواهد بود.


نتيجه چيه؟ نتيجه اينه که اگه ميخوايم ببينيم سالميم يا نه، اولش دنبال الگوهای ناسالم روابط خودمون با پدر مادرمون بگرديم، بخصوص در کودکی، بعد بررسی کنيم که الان در مقطع فعلی چقدر هنوز با اون مشکلات درگير هستيم و چقدر تونستيم حل و فصلشون کنيم،

اگه بتونيم اون الگوهای ناسالم رابطه با پدر و مادر را درست درک کنيم احتمالاً خيلی راحت مي تونيم با خودمون و مشکلاتمون و احياناً با پدر و مادرمون کنار بيايم، قطعاً مي تونيم زندگی بهتری داشته باشيم و از همه چيز لذت بيشتری ببريم، دقت کنيد که گفتم اين الگوهای ناسالم رفتاری بين ما و پدر و مادر بدون اينکه ما حتی عقلمونم بهش قد بده در عمق وجودمون به شکل يک هيولای گرسنه پنهان می شوند و از ما انرژی می بلعند و به ما فشار می آورند و ديگمون را به نقطه جوش مي رسونند، اين مشکلات مي تونه تا سال ها و گاهی تا آخر عمر با آدم بمونه بدون اينکه بفهمه اصل و منبع قضیه کجاست.




۱۳۸۹ فروردین ۱۵, یکشنبه

سلامت و امنيت

قبل از اينکه وارد جزئيات BDSM بشوم لازم است که در مورد ايمنی صحبت کنم، دنيای bdsm دنيای هيجان انگيز و جالب و لذت بخشی است، همه چيز اينجا با روال عادی زندگی متفاوت است، تجربه ها بسيار عميق تر و خاص تر از زندگی و روابط روزمره هستند ولی در عين حال مي تواند دنيای خطرناکی هم باشد.
يک ارباب ناوارد و تازه کار يا اربابی که نتواند در موقعيت به اندازه کافی خودش را کنترل کند، يا برده اي که نا آگاهانه ارباب را زياد از حد تحريک کند و به سمت کارهای خطرناک بکشد، موقعيت ها و بازی هايی که بالقوه خطرناک هستند، افراد ناشی يا کسانی که بدون شناخت خود وارد bdsm مي شوند، کسانی که
اين روابط را با وحشيگری و ارضای حس پرخاشگری اشتباه گرفته اند و... همه می توانند خطرساز باشند. پس بهتر است که قبل از اينکه چيزهای جديد را تجربه کنيم ابتدا خطرات را بشناسيم و راه های پيشگيری از آن را ياد بگيريم.
ايمنی در bdsm چند وجه دارد، ايمنی فيزيکی (جسمی)، ايمنی روانی و عاطفی، ايمنی اجتماعی و عرفی

من در اين پست 10 نکته کليدی را مطرح خواهم کرد و در پست های بعدی توضيحات بيشتری خواهم داد:

1.در رؤياها و فانتزی های شما هر چيزی امکان پذير است، هر چيزی را مي توانيد در ذهنتان تجربه و تخيل کنيد اما مراقب باشيد که انجام آن چيزها در واقعيت مي تواند چيز کاملاً متفاوتی باشد. در عملی کردن فانتزی های ذهنيتان عجله نکنيد، آهسته آهسته پيش برويد، در هر بار سکس فقط يک قدم جلو برويد و اجازه دهيد برای هر تجربه جديد زمان مناسب فرا برسد، انجام دادن تجربه های کوچک تر با دقت و با آرامش لذت بخش تر است تا اينکه بخواهيد در همان اوايل رابطه و تجربه همه چيز را امتحان کنيد.
در مورد روياها و تخيلاتتان به راحتی با پارتنر خود صحبت کنيد، اما مراقب باشيد جوری صحنه مورد نظر خود را تعريف نکنيد که کاملاً نتیجه و موقعيت از پيش تعيين شده باشد، به شریک خود فضای لازم را برای آزادی عمل و ابتکار بدهيد و در هر صورت طوری رفتار نکنيد که هميشه اين معنی را برساند که اين مقدار کافی يا ارضا کننده نيست، با احتياط و قدم به قدم بيشتر بخواهيد.

2.حتماً، حتماً، حتماً از قبل کلمات امنيتی (safe words) يا نشانه های امنيتی مخصوصی را با هم قرار بگذاريد تا در مواقع لازم از آنها استفاده کنيد. به هر دليلی که نخواستيد از اين کلمات استفاده کنيد هم قبلاً با پارتنر خود کاملاً در اين مورد صحبت کنيد و دليل خود را توضيح دهيد. هرگز کلمات امنيتی را ناديده نگيريد، اين يک قانون مطلق است، وقتی کلمه امنيتی در حين سکس گفته شود بايد به آن احترام گذاشت و نبايد به آن بی توجهی کرد، اهميت اين کلمات از هرچيزی بيشتر است.

3.از قبل با پارتنر خود در مورد تمايلات و مرزها و محدوديت های خود صحبت کنيد، بگوييد که چه چيزهايی را دوست داريد يا دوست نداريد، اگر شما به او نگوييد، انتظار داريد که او از کجا بداند که شما از فلان کار خوشتان نمی آيد؟

4.تلاش کنيد نشانه ها و علامت هايی که به پارتنر خود مي دهيد کاملاً واضح و روشن باشد، اصلاً فکر نکنيد که ارباب شما قدرت ذهن خوانی دارد! من خودم يک ارباب هستم و خيلی ديده ام که برده ها سعی مي کنند با علامت های نامفهوم و ناواضح برخی مطالب را به من برسانند، اين اصلاً خوب نيست، رک و واضح باشيد، مطمئن باشيد برای ارباب شما هيچ چيز بدتر از اين نيست که شما يک تجربه لذت بخش را تبديل به يک تجربه تلخ و بدون لذت برای خودتان کرده ايد، ارباب دشمن شما نيست، او می داند که شما از اين رابطه لذت مي بريد و مي خواهد که همچنان لذت ببريد، سعی نکنيد به زور چيزی را تحمل کنيد،رک و واضح باشيد.

5.از وسايل با کيفيت و تميز و بهداشتی در سکس استفاده کنيد، اگر وسايلتان را از جايی مي خريد يا خودتان مي سازيد هميشه بهترين ها و بهترين مواد را بخريد، خسيس نباشيد! مثلاً شايد يک طناب نخی با قطر مناسب خيلی گرانتر از يک طناب پلاستيکی باشد و سخت تر هم پيدا شود اما به اين فکر کنيد که سلامت و امنيت برده شما ضامن ادامه رابطه لذت بخش شما است.

6.در تخمين قدرت تحمل خودتان زياده روی نکنيد، شايد در تخيلتان خوردن صد ضربه شلاق بسيار لذت بخش باشد ولی مطمئن باشيد آن صد ضربه تخيلی هيچ شباهتی به ده ضربه واقعی ندارد! از کم شروع کنيد، اگر توانستيد و نياز داشتيد پله پله زيادترش کنيد. هرگز در مورد چيزی که تا حالا امتحان نکره ايد يا از تحمل خودتان مطمئن نيستيد قول ندهيد، مثلاً شما تا حالا با ترکه فلک نشده ايد (کف پايی نخورده ايد) چرا به راحتی به ارباب التماس مي کنيد فلان تنبيهی که برايتان در نظر گرفته است را با مثلاً 20 ترکه کف پايتان عوض کند؟
الگو گرفتن از ديگران در bdsm بد نيست اما هرگز با خودتان نگوييد که من هم مي توانم مثل فلانی تحمل کنم يا فلان کار را انجام دهم، تا ياد نگرفته ايد و تا از خودتان به اندازه کافی نمي دانيد در مورد خودتان قضاوت نکنيد.

7.کاملاً بر صحنه اي که در آن قرار داريد تمرکز کنيد، مواظب حواس پرتی ها باشيد.

8.الکل، هر نوع دارو (مسکن ها، آرامبخش ها و...) ،مواد مخدر و روانگردان (ترياک، شيشه، حشيش و گراس و...) در حين صحنه bdsm مي توانند بسيار خطرناک باشند، ممکن است که کنترل از دست شما خارج شود، ممکن است که به طور غير واقعی تحملتان نسبت به درد زياد شود و آسيب ببينيد و ده ها خطر ديگر، باور کنيد هيچ نيازی به استفاده از هيچ دارويی نداريد، خود bdsm به تنهايی محرک بسيار قوی برای ترشح اندورفين ها و دوپامين های طبيعی مغز است، داروها فقط باعث مي شوند اين سيستم طبيعی از مدار خارج شود و به طور مصنوعی اين مواد را ترشح مي کنند.
من به برده ها شديداً توصيه مي کنم مراقب ارباب هايی که حشيش،شيشه،کوکايين و الکل مصرف مي کنند باشند، ريسک نکنيد، از اين چنين افرادی فاصله بگيريد.

9.هرگونه مشکل فيزيکی يا روانی که داريد حتماً با پارتنر خود مطرح کنيد، هر بيماری خاصی که داريد يا قبلاً داشته ايد هر جراحی و... که داشته ايد را حتماً بگوييد، اگر داروی خاصی مصرف مي کنيد هم حتماً بگويد و آن را در دسترس قرار دهيد.

10.آماده بروز هرگونه فوران احساسات يا هيجان غير عادی باشيد، برای هر عکس العمل غير عادی عاطفی آماده باشيد، اما نترسيد و نگران نباشيد و اجازه ندهيد چنين مواردی لذت کل سکس شما را از بين ببرند. چنين حالت هايی در bdsm زياد اتفاق می افتد.

در پست های بعدی به طور جداگانه و مفصل در مورد بعضی از اينها توضيح خواهم داد.